حسين علوى مهر

233

روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )

تعريف تفسير كلامى تفسير با گرايش كلامى ، روشى است كه يك مفسر در تفسير آيات اعتقادى يا فقهى از مذهب و عقايد خود دفاع مىكند . مفسر در اين شيوه تلاش دارد در هر مناسبتى كه ضمن تفسير آيات پيش مىآيد به اثبات عقيده خود يا نقد و ايراد و ابطال عقيدهء مخالفان خود بپردازد . يكى از گسترده‌ترين مباحث قرآن ، بحث‌هاى اعتقادى است ، قرآن كريم از يك طرف عقايد اسلامى را اثبات مىنمايد و از طرف ديگر به رد و بطلان افكار ماديگرى ( دهريه ) ، بت پرستى ، يهود و مسيحيت پرداخته است . شيوهء قرآن در مسائل كلامى دعوت به تفكر و دقت نظر است و در واقع يك شيوهء استدلالى و برهانى است كه هر گونه تعصب ، توهين ، تكفير و حتى سخن گفتن براساس گمان ، تخمين و تقليد كوركورانه را در اين مسائل به شدت محكوم مىنمايد . مشرب‌هاى متكلمان در فهم و تفسير قرآن متكلمان بر اثر اختلاف مبانى كه دارند شيوه و روش‌هاى آنان ، در برداشت و فهم آيات قرآن نيز متفاوت است . همين اختلافات باعث شده است تا تفسيرهايى كه درست مقابل يكديگر قرار دارد ارائه دهند . در اين جا به مهم‌ترين مشرب‌هاى كلامى در فهم و تفسير آيات اشارت مىرود : 1 . روش اخذ به ظواهر آيات و روايات و اعتقاد به مدلول ظاهرى آنها ، هر چند كه مستلزم تشبيه و تجسيم خداوند گردد ، اين شيوه ، قشرى و ظاهرى است ، كه اهل الحديث و ظاهريه ، از جمله احمد بن حنبل پيشواى حنبليه ( م 241 ق ) از طرفداران اين گروه مىباشد . 2 . استناد به ظواهر كتاب همراه با بهره‌ورى از عقل و خرد و به كار بردن تأويل در مواردى كه اخذ به مدلول ظاهرى آيات و روايات مستلزم تشبيه و تجسيم مىگردد . بنابراين ، واژهء « يد » به قدرت يا نعمت ، و « استواء » به معناى استيلا و تسلط بر امور ، و كلمهء « وجه » به ذات و حقيقت ، و كلمات ديگرى از اين قبيل ، به معانى مناسب با مقام الهى ، تأويل و